زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧ - دوران امامت

على عليه السلام را به قتل رسانيده بود.

از تمام اينها گذشته، شرايط به گونه‌اى بود كه امام حسن را به انعقاد صلح با معاويه، آن هم با ضرب الاجلى كه خود معين كرده بود، سوق مى‌داد، بنابر اين امام عليه السلام نامه‌اى در مورد صلح به معاويه نگاشت يا بنابر قول ديگر، معاويه نامه‌اى در اين باره به حضرت نوشت. هر دو طرف پس از آنكه در مورد بندهاى اين صلح نامه به توافق رسيدند، بدان رضايت دادند. در واقع امضاى اين صلح نامه به امام جز خير و نيكى و بر امّت جز صلاح باز نمى‌گرداند.

هر زمان كه به خطبه‌هاى امام حسن كه پس از انعقاد صلح بر اصحابى كه به اين صلح اعتراض داشتند ايراد فرمودند توجه شود درمى‌يابيم كه انعقاد اين صلح تا چه اندازه تحت تأثير شرايط دشوارى بوده كه هر لحظه فتنه‌اى از پس فتنه‌اى بر مى‌خاسته است. از جمله آنكه آن‌حضرت خطاب به يكى از آنان مى‌فرمايد: «من خوار كننده مؤمنان نيستم، بلكه سرفراز كننده ايشانم. من هنگامى كه سستى و كراهت اصحابم را براى جنگيدن مشاهده كردم، تصميم به انعقاد صلح گرفتم و يگانه مقصودم از آن، جلوگيرى از كشتار شما بود».

آن‌حضرت در جاى ديگرى خطاب به يكى از خوارج كه دشمنى آنان نسبت به امام حسن و شيعيانش كمتر از دشمنى معاويه و يارانش بآن حضرت نبود، در همين باره مى‌فرمايد:

«واى بر تو اى خارجى! اينسان قضاوت مكن آنچه مرا بدين كار وادار ساخت قتل پدرم به دست شما و طعنه‌هايتان به من و يغماگرى شما عليه‌