زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥ - استراتژى صلح در نظر امام مجتبى
«به خداى سوگند كه دروغ مىگوييد. شما به كسى كه بهتر از من بود وفا نكرديد آنگاه چگونه به من وفادار خواهيد ماند؟ و چگونه من به شما اطمينان كنم در حالى كه به شما اعتماد ندارم؟ اگر راست مىگوييد قرار من و شما اردوگاه مداين باشد، آنجا وفادارى نشان دهيد». [١]
امام حسن عليه السلام در چنين شرايط دشوارى چه مىتوانست بكند؟ آيا با سپاهيان خود بايد مانند معاويه رفتار مىكرد، اموال مسلمانان را به آنها بذل و بخشش مىكرد و هر كس را كه از خود گريزان ديد با عسل زهر آلود از ميان مىبرد، يا آنكه روش پدرش را پيش مىگرفت هر چند كه اين امر حكومت او را با سختيها و دشواريها مواجه سازد؟
آنحضرت از حكومت دست شست، چرا كه پى برد كه حكومت نمىتواند وسيلهاى پاك براى تحقّق بخشيدن به اهداف و ارزشهاى رسالت باشد. او وسيلهاى بهتر از حكومت يافت و آن پيوستن به صفوف مخالفان و دميدن دوباره روح مكتب در امّت از طريق پرورش رهبران و نشر افكار ورهبرى مؤمنان راستين مخالف با حكومت و توسعه مبارزه مخالفان بود.
٣- شرطهاى صلح نامهاى كه امام عليه السلام بر معاويه املا كرد و آنها را معيار سلامت حكومت دانست خود گواه آن است كه آنحضرت در انديشه طرح نقشهاى براى رويايى با اوضاع فاسد بوده است، امّا با به كارگيرى وسايل ديگرى جز ابزار حكومت. در برخى از موارد اين صلح نامه آمده است:
[١] - بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٤٣.