زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - استراتژى صلح در نظر امام مجتبى
دفتر زندگى درد آلود امام على، آن قهرمان پيشگام جنگها، نيز به تيغ خيانت بسته شده بود. مگر او نبود كه اندكى پيش از شهادتش بر فراز منبر رفت و قرآنى بالاى سرش باز كرد و خطاب به پروردگارش گفت:
«چه چيزى تيره روزترين شما را از كشتن من مانع مىشود؟! خدايا! من اينان را خسته كردم و اينان نيز مرا به ستوه آوردهاند. پس ايشان را از من و مرا از ايشان آسوده گردان». [١]
اين در حالى است كه على عليه السلام اندكى پيش از شهادت، سپاهى براى نبرد با معاويه بسيج كرده بود و اين همان سپاهى بود كه پس از وى فرزندش امام حسن فرماندهى آن را عهده دار شد، امّا تضعيف اراده سپاهيان واختلاف نظر آنان ونيز خيانت فرماندهان سپاه موجب شكست سپاه حضرت شد. به طورى كه مىتوان گفت كه اگر همين عوامل در زمان حيات حضرت على نيز رخ مىداد او را نيز با شكست مواجه مىكرد.
امّا تقدير آن بود كه اميرمؤمنان به شهادت رسد و صلح به دست فرزند بزرگوارش كه پيامبر صلى الله عليه و آله گفته بود. خداوند به وسيله او ميان دو گروه از امّتش اصلاح بر قرار مىكند، امضا شود.
در حديثى از حارث همدانى آمده است كه گفت:
چون اميرمؤمنان شهيد شد، مردم نزد امام حسن آمدند و گفتند: تو جانشين پدرت و وصىّ اويى و ما گوش به فرمان تو هستيم. پس بر ما حكومت كن. امام حسن به آنان گفت:
[١] - بحارالانوار، ج ٤٢، ص ١٩٦.