زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥١ - استراتژى صلح در نظر امام مجتبى

مى‌كرد و به بزرگترين مردم پس از پيامبر صلى الله عليه و آله، دشنام و ناسزا مى‌گفت.

آرى امام حسن آخرت را بر دنيا ترجيح داد و به خاطر موارد زير پذيراى صلح گرديد:

١- اهل بيت عليهم السلام به حكومت به عنوان وسيله‌اى براى تحقّق بخشيدن به ارزشهاى مكتب مى‌نگريستند. بنابر اين هنگامى كه مردم از دين راستين منحرف شوند و طبقات فاسد بر جامعه مسلّط گردند و بخواهند از دين به عنوان ابزارى در خدمت منافع نا مشروع خود بهره گيرند، پس حكومت وحكمران به جهنم برود .. تا مشعل مكتب فروزان بماند، وتمامى امكانات براى اصلاح جامعه و با هر وسيله‌اى بكار گرفته شود.

اميرمؤمنان على عليه السلام درباره شيوه حكومت مى‌فرمايد:

«به خدا سوگند، معاويه از من زيرك تر و باهوش‌تر نيست، امّا او خيانت پيشه مى‌كند و (در راه حكومت) مرتكب گناه مى‌شود و اگر خيانت منفور نمى‌بود من خود زيرك‌ترين مردمان بودم، ولى هر خيانتى گناه و هر گناهى كفر است و هر خيانت پيشه‌اى را روز قيامت پرچمى است كه بدان شناخته مى‌شود. به خدا سوگند كه من با نيرنگ فريفته نمى‌شوم و سختيها مرا دچار ضعف و سستى نمى‌كند.» [١]

همچنين از ابن عبّاس روايت شده است كه گفت: «در ذى قار بر اميرمؤمنان عليه السلام وارد شدم. او داشت، كفش خود را وصله مى‌كرد. پس به من گفت: قيمت اين كفش چند است؟ گفتم: قيمتى ندارد. فرمود: به خدا


[١] - نهج البلاغه، خطبه ٢٠٠ (طبع صبحى صالح).