زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧ - دوران امامت

امر (خلافت) با اهل آن و كسى كه بدان سزاوارتر از توست، ستيزه مكن.

تا خداوند به اين وسيله اين آتش افروخته را فرو نشاند و وحدت كلمه ايجاد كند و ميان مردم را اصلاح فرمايد و اگر تو نخواهى از اين نافرمانى دست بكشى من با مسلمانان به‌سوى تو حركت مى‌كنم وآنگاه تورا محاكمه مى‌نمايم تا آنكه خداوند كه بهترين داوران است، ميان ما داورى كند ...

بدين‌سان نامه‌هايى ميان رهبران دو سپاه مبادله شد. نامه‌اى از امام عليه السلام با حجّتى قاطع و پخته كه ملاك آن نقد و تجربه بود و نامه ديگر از معاويه با فريب و نيرنگ و دادن قول و گذاردن شرط و شروط مبنى بر تقسيم بيت المال بر حسب تَشَخُصات و مراتب پوشالى قبيله‌اى همراه بود.

خبرهايى مبنى بر بسيج سپاه اموى و حركت آنان به سوى كوفه، در ميان مردم انتشار يافته بود. امام حسن عليه السلام تصميم گرفت براى مقابله با هجوم معاويه، سپاهى فراهم آورد، امّا طريقه بسيج سپاه در نزد آن‌حضرت با طريقه‌اى كه معاويه اتخاذ كرده بود، بسيار تفاوت داشت.

معاويه در پى گزينش دلمردگان و سياه‌دلان بود و آنان را با دادن اموال مسلمانان به خدمت خود در مى‌آورد. او همچنين برخى از انصار را به سوى خود مى‌خواند و با دادن ثروتهاى گزاف از وجود آنان براى جنگ با امام سود مى‌برد.

آنان از اين اقدامات هيچ كوتاهى نمى‌كردند، زيرا به نظر آنها امام حسن عليه السلام نمونه كامل اسلام، يعنى همان دينى كه با آن دشمنى و كينه مى‌ورزيدند، بود.

امّا امام حسن مسائل بسيارى را در انتخاب سپاه در نظر مى‌گرفت.