زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢ - دوران امامت
را با پرچم خويش به جنگ مىفرستاد و جبرئيل عليه السلام از راست و ميكائيل از چپ او را در ميان خود مىگرفتند و وى باز نمىگشت مگر آنكه خدا بر دستان او پيروزى را مىآورد. او در شبى وفات يافت كه عيسى بن مريم در آن به آسمان صعود كرد و يوشع بن نون وصى موسى عليهما السلام نيز در چنين شبى درگذشت. وى از زرد و سپيد (طلا و نقره)، جز هفتصد درهم از پس خود باقى نگذاشت كه اين مبلغ از سهم او از بيت المال زياد آمده بود و وى مىخواست با اين مبلغ خدمتكارى براى خانهاش بخرد ...»
اشك امان گفتن به او نمىداد، آهى كشيد و همراه با آن قطراتى از چشمش باريدن گرفت و آه و حسرت بود كه از دهان مردم شنيده مىشد آنگاه امام فرمود: «اى مردم هر كه مرا شناخت، شناخته است و آن كه نمىشناسد بداند كه من حسن فرزند على هستم. منم فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و منم فرزند وصى و منم فرزند نويد بخش بيم دهنده و منم فرزند دعوت كننده به خدا و منم فرزند چراغ نورانى. من از خاندانى هستم كه جبرئيل به سوى ما فرود مىآمد و از پيش ما به آسمان مىرفت و من از خاندانى هستم كه خداوند پليدى را از آنان زدود و ايشان را پاك و پاكيزه گردانيد و من از خاندانى هستم كه خداوند محبتشان را بر هر مسلمانى واجب شمرده و براى پيامبرش فرموده است:
بگو از شما به خاطر آن پاداشى نمىطلبم و هر كه حسنهاى گرد آورد ما از جانب خود حسنهاى بر آن مىافزاييم. گرد آورى حسنه همانا محبّت ما اهل بيت است».
بدين گونه مردم با رضايت و خوشنودى، با امام حسن عليه السلام دست بيعت