زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٣
و زهدش از همه زيادتر بود. آنقدر به نماز مىايستاد كه كف پاهايش از كثرت نماز شكافته مىشد. وقتى به نماز مىايستاد اشكهايش روان مىشد. از صداى گريه و نالهاش، زمينى كه روى آن نماز مىخواند مىلرزيد. گاه آنقدر روزه مىگرفت كه گفته مىشد: ديگر افطار نمىكند و گاه نيز روزه نمىگرفت تا جايى كه مىگفتند: او ديگر روزه نمىگيرد.
نظافت بدنش را رعايت مىكرد جامهاش پاكيزه بود. موى سر ومحاسنش را مرتب مىكرد وشانه مىزد. دندانهايش را مسواك مىكرد وبوى خوش به كار مىبرد بطورى كه از دور نيز بوى خوش او را درمىيافتند. شخصى كه با وى همنشينى يا مصافحه كرده بود به نيكى شناخته مىشد زيرا بوى خوش عطر پيامبر از وى نيز به مشام مىرسيد. آنحضرت، گرسنه را سير مىكرد و برهنه را مىپوشانيد پياده را سوار مىكرد و حاجتمندان را يارى مىداد و بدهى بدهكاران را ادا مىكرد.
او دليرترين مردم بود. تا آن جا كه امام على عليه السلام فرمود: «اگر ما را در روز بدر مشاهده مىكرديد، مىديديد كه ما به پيامبر، كه نزديكترين از همه ما به دشمن بود و با سختى تمام مىجنگيد، پناه مىبرديم». و نيز همان حضرت فرموده است: «هنگامى كه شعله جنگ برافروخته مىشد و دو گروه دست به كار نبرد مىشدند ما به رسول خدا پناه مىآورديم.
هيچكس از رسول خدا به دشمن نزديكتر نبود».
او از تمام مردم بخشندهتر و در گفتار راستگوتر و در پناه دادن
وفادارتر بود. خلق و خويش از ديگران ملايمتر و نسبش پاك بود.