زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٢
براى احترام و گرامىداشت يارانش، آنان را به كنيه فرا مىخواند، و اگر كسى كنيه نداشت، آنحضرت خود كنيهاى براى او تعيين مىكرد.
در مورد زنان نيز اگر فرزندى داشتند آنها را به نام فرزندانشان مىخواند وگرنه كنيه جديدى براى آنها برمىگزيد. حتى كودكان را نيز با كنيه صدا مىزد.
از ديگران به خشم دورتر و به خشنودى نزديكتر و نسبت به مردم از ديگران دلسوزتر و سودمندتر بود.
هرگاه در مجلسى حاضر مىشد مىفرمود: «خداوندا پاك و منزهى و ستايش تو راست. گواهى دهم كه معبودى جز تو نيست. از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگشت مىكنم».
وقتى درميان يارانش حضور مىيافت، به درستى معلوم نبود كه كدام يك از آنان حضرت محمد صلى الله عليه و آله است. زيرا خود را درميان آنان جاى مىداد (جاى ويژهاى براى خود تعيين نمىكرد). امّا بعداً چون تعداد ملاقات كنندگان حضرت رو به افزايش رفت و واردان در پيش رويش مىپرسيدند كه كداميك از شما محمد هستيد؟ براى آنحضرت سكّويى گلين درست كردند. با اين وجود آنحضرت بازهم مىفرمود: من بندهاى بيش نيستم.
پيامبر اسلام خداترستر از همه بود. نسبت به خدا از همگان پرواى بيشترى داشت. در شناخت خدا از همه داناتر ودر طاعت خداوند از همه
نيرومندتر و در عبادت خدا شكيباتر و محبتش به خدا از ديگران بيشتر