زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٢ - بعثت
حق و دورترين آنان از باطل است.
بسيار اتفاق مىافتاد كه در مكّه ناپديد مىشد امّا در «حراء» مىيافتندش كه به عبادت و اطاعت خداوند سرگرم است و به مراسم عبادى خاصّى كه براى مكّيان ناشناخته بود مشغول.
در شمال شرقى مكّه، كوه «حراء» سربرافراشته بود. در آن كوه غارى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عادت داشت هرسال چند روزى در آن بماند و به عبادتى بپردازد كه در نزد مردم ناشناخته و مجهول بود.
بعثت
در يكى از اين روزها، پيامبر دوباره از كوه حراء بالا مىرود امّا گويى همه اشياء را دگرگون مىبيند. روحانيتى تازه همه وجود او را فراگرفته و بر شعور و احساساتش چيره شده است. ناگاه به آسمان مىنگرد. درهاى آسمان باز شده است، و فرشتگان بر كنارههاى آن ايستادهاند، و جبرئيل به سوى او فرود مىآيد و به وى مىگويد: بخوان...
پيامبر از او مىپرسد: چه بخوانم؟
جبرئيل مىگويد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ* اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ* الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ [١]
[١] - سوره علق، آيه ١- ٥.