زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣ - سپاه اسامه
دِيناً [١]. «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و اسلام را به عنوان آئين براى شما پسنديدم.»
سپاه اسامه
پس از آنكه پيامبر به مدينه بازگشت لشكر بزرگى را بسيج كرد كه در آن افرادى همچون ابوبكر و عمر و بسيارى از مهاجران و انصار جاى داشتند. آنحضرت اسامةبنزيد را كه در آن هنگام جوانى بود و سن او به بيست نمىرسيد، به فرماندهى اين سپاه برگماشت. پيامبر اين سپاه را به طرف شام، جايى كه جعفر و زيد پدر اسامه فرماندهان سپاه اسلام در آن كشته شده بودند، فرستاد.
پيامبر كوششهاى فراوانى براى روانه كردن اين سپاه در كوتاهترين زمان به خرج مىداد زيرا مرگ خود را نزديك مىديد و مىخواست برخى از عناصر فاسدى را كه به خاطر آينده و سرنوشت امت اسلامى از آنها بيمناك بود، بدينترتيب از شهر دور كند. امّا با تمام اينها منافقان حركت اين سپاه را به تعويق انداختند. تا آنجا كه پيامبر با اصرار فراوان به اسامه دستور داد تا سپاه تحت فرمانش را به جايى كه قرار بود بروند، حركت دهد. اين سپاه در محلى به نام «جرف» در چند فرسخى مدينه اردو زد.
درهمين حال، بيمارى پيامبر كه بنا به قول برخى از راويان از زهرى كه يكى از يهوديان به وى خورانيده بود ناشى مىشد، شدت يافت. افراد
[١] - سوره مائده، آيه ٣.