زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٥ - پيمانشكنى قريش و فتح مكّه
به قبيله «خزاعه» بر پيامبر روا بود كه با قريشيان به جنگ به پردازد.
آنحضرت نيز يارانش را گردآورده به همراه عدهاى از قبايل مسلمانان كه در اطراف مدينه سكونت داشتند به سمت مكّه در حركت شد. او پيش از حركت به سوى مكّه، افرادى را به عنوان ديدهبان و نگهبان بر مسير راه گماشت تا مواظب باشند «جاسوسان» خبر خروج وى را به مكّيان نبرند وكاربه جنگ نيانجامد زيرا آن حضرت قصد درگيرى وخونريزى نداشت.
چون پيامبر با سپاهش به «حى ظهران»، در نزديكى مكّه، رسيد به افرادش فرمود تا آتش فراوانى بيفروزند آنان نيز چنين كردند. اين امر هراسى بزرگ در دل كفار انداخت. ابوسفيان كه راه مكّه را زير نظر گرفته بود، باديدن آن همه آتش وحشتزده به نزد عبّاس، عموى پيامبر، رفت. عبّاس او را به نزد پيامبر برد. ميان آنها گفتگوهايى رد و بدل شد و سرانجام ابوسفيان اسلام آورد. با مسلمان شدن ابوسفيان و برخى از جنگ آوران قريش و رؤساى آنها، مكّه توان خود را براى مقابله از دست داد. بدينترتيب، ديگر نيروى بازدارندهاى وجود نداشت تا از ورود پيامبر به مكّه جلوگيرى كند.
پيامبر در اين حمله نظامى، تاكتيكى بىمانند انتخاب كرد و همين تاكتيك عاملى بود تا از افزايش شمار كشتهها جلوگيرى نمايد. تاكتيك پيامبر آن بود كه پيش از ورود به شهرمكّه اعلام كرد هركس سلاح خود را بر زمين بگذارد يا به خانه ابوسفيان پناهنده شود، و يا به خانه خودش برود، يا در كنار كعبه جاى گيرد، و يا در زير پرچم ابو رويحه درآيد،