زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢ - محاصره
بود، يافتند و طبق قرار، بنى هاشم از تبعيدگاه خود آزاد شدند.
بدينترتيب يكى از طاقتفرساترين دورههاى رسالت پيامبر پايان پذيرفت.
سختى وتنگدستى كهدر شعب ابىطالب بر خاندان بنىهاشم وارد شد در نهايت بسيار دشوار و غمانگيز بود. آنان همچنين خسارتهاى فراوانى نيز متحمل شدند. زيرا محاصره اقتصادى واجتماعى بنى هاشم در نهايت بهمرگ خديجه همسر پيامبر، وابوطالب عمو وكفيل آنحضرت انجاميد.
خديجه، در همه دردها و آرزوهاى پيامبر شريك آنحضرت بود و پيامبر را در برابر آزار و اذيتهايى كه از مردم متحمل مىشد، تسلّى مىبخشيد و آنحضرت را در برابر دسيسههاى قريش ياورى مىكرد.
ابوطالب نيز حامى پيامبر بود و سدّى بزرگ در ميان او و قريش ايجاد كرده بود.
ابوطالب سرور قريش و بزرگ بنى هاشم بود. از نظر منطق نظام اجتماعى آن روز، حق مشروع وى بود كه از پيامبر دفاع كند، چراكه وى پيامبر را به مثابه فرزند خود مىدانست. در اين نظام انسان مىتواند، از هر راهودر همه احوال از فرزندش دفاع كند، حتى اگر فرزندش از طريقه مردم آن ديار و دينشان به دور باشد.
مرگ ابوطالب و خديجه درنظر پيامبر مانند ويران شدن دژى استوار بود كه بر دو پايه محكم قرار داشت. از اين رو، اين سال را به نام «عام الحزن» (سال اندوه) نامگذارى كردند. زيرا پيامبر در اين سال به خاطر مرگ دو پشتيبان و مدافع بزرگ رسالتش، شديداً متأثر و اندوهگين