زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١ - محاصره
ديگرى كشيد. آنان تصميم به قطع رابطه با پيامبر و ياوران هاشمىاش گرفتند، و عهدنامهاى نيز در اين باره نوشتند، و مردم را از فروش كالا به بنىهاشم منع كردند. ابوطالب، بنى هاشم را جمع كرد و آنان را در درهاى كه در اطراف مكّه داشت، جاى داد. پيامبر و بنى هاشم مدت سه سال و در سختترين شرايط در اين دره به سر بردند.
ترس و اضطراب به قدرى زياد بود كه ابوطالب در هر شب، چندين بار بستر خود را با بستر پيامبر عوض مىكرد تا مبادا حيات پيامبر دستخوش حادثهاى گردد.
خداوند اراده كرد كه مدّت اين تبعيد و محاصره پايان يابد. پس به موريانهاى فرمان داد تا خطوط ملعونى را كه بر روى عهدنامه نوشته شده بود، بخورد. موريانه آن خطوط را خورد. آنگاه خداوند، پيامبرش را از اين ماجرا آگاه كرد. پيامبر نيز اين خبر را با ابوطالب درميان نهاد و ابوطالب هم به سوى كفار رفت و آنان را از آنچه روى داده بود مطلع ساخت و گفت: اين علامت راستگويى فرزند برادرم در دعوتش و نشانه دروغ شما در انكار رسالت اوست.
كفار جريان پيماننامه را به عنوان داور در كار خود گرفتند. بدين ترتيب كه اگر پيماننامه، همانگونه كه رسول خدا خبر داده بود، از بين رفته باشد، مسلمانان را از تبعيد بيرون آورند و اگر چنان نبود، پيامبر و همه يارانش را همچنان در شعب ابى طالب نگهدارند.
وقتىقريش به سراغ پيماننامه رفتند، آن را همان گونه كه پيامبر گفته