زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧١ - حجة الوداع تعيين رهبرى
مىشد، بيان كند.
مهمترين مسأله، حكومت اسلامى بود. چون پيامبر بدرود حيات گويد، اعراب كه هنوز اسلام در ژرفاى دل آنها ريشه نداونيده دچار تشتت و اختلاف خواهند شد و دو باره به جنگ و ستيز برخواهند خواست و در نتيجه دين فداى اختلافات خواهد گشت.
وحى بهاو خبر داده بود كه پس از وى حكومت از آن علىبنابىطالب است. او نخستين كسى بود كه به خدا و فرستادهاش ايمان آورد و در راه خدا سختيهاى بسيارى تحمل كرد و در قضا و ديگر فضايل انسانى از ديگران پيشتر بود. پيامبر خود چندين بار، اين موضوع را به مسلمانان تأكيد كرده بود. پيامبر نسبت به آينده امت اسلامى، بسيار احساس نگرانى مىكرد. زيرا به خوبى مىديد كه برخى از مسلمانان انديشه حكومت بر مسلمانان را در سر مىپرورانند. و تنها بدين خاطر اطراف آنحضرت را گرفتهاند. چون پيامبر به محل «كراع عميم» از سرزمينهاى «عسفان» رسيد، اين آيه مباركه نازل شد كه:
فَلَعَلَّكَ تَارِكُ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقُ بِهِ صَدْرُكَ) [١]
«شايد برخى از چيزهايى كه به تو وحى مىشود فروگذارى و سينهات بدان تنگ شود.»
چون آنحضرت به غدير خم رسيد اين آيه فرود آمد:
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ
[١] - سوره هود، آيه ١٢.