اسلام و كمكهاى مردمى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ١٧- چگونه و به چه كسانى انفاق كنيم؟
از سويى ديگر، دست خود را فوقالعاده گشاده مدار و بذل و بخشش بىحساب مكن كه سبب شود از كار بمانى، و مورد ملامت اين و آن قرار گيرى و از مردم جدا شوى (وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ ا لْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا)!
همانگونه كه «بسته بودن دست به گردن» كنايه از بخل است، گشودن دستها به طور كامل آن چنان كه از جمله «ولا تبسطها كلّ البسط» استفاده مىشود، كنايه از بذل و بخشش بىحساب است.
و جمله «تقعد» كه از مادّه «قعود» به معنى نشستن است كنايه از توقّف و از كار افتادن مىباشد.
تعبير به «ملوم» اشاره به اين است كه گاه بذل و بخشش زياد نه تنها انسان را از فعّاليّت و ضروريّات زندگى باز مىدارد، بلكه زبان ملامت سرزنشكنندگان را به روى او مىگشايد.
«محسور» از مادّه «حسر» (بر وزن قصر) در اصل معنى برهنه ساختن است؛ به همين جهت «حاسر» به جنگجويى مىگويند كه زره در تن و كلاه خود بر سر نداشته باشد.
به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مىشوند، كلمه «حسير» و «حاسر» اطلاق شده است، گويى تمام گوشت تن آنها يا تمام قدرت و نيرويشان كنار مىرود و برهنه مىشوند!
و بعداً، اين مفهوم توسعه يافته، به هر شخص خسته و وامانده كه از رسيدن به مقصد عاجز است «محسور» يا «حاسر» گفته مىشده است.
به هر حال، هرگاه انفاق و بخشش از حد بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعّاليّت و سامان