اسلام و كمكهاى مردمى
(١)
درخشانترين اخلاق انسانى
٧ ص
(٢)
بخش اوّل اهمّيّت انفاق در اسلام
١٣ ص
(٣)
1- انفاق دانهاى است پر بار!
١٥ ص
(٤)
يك مثال زيبا
١٧ ص
(٥)
2- نماز و انفاق در كنار هم
٢١ ص
(٦)
3- انفاق و عفو و فروبردن خشم، سه عامل مهمّ سعادت
٢٥ ص
(٧)
4- آنها كه اشك مىريختند چرا كه توان انفاق نداشتند!
٢٩ ص
(٨)
5- پاداش بزرگ انفاق
٣١ ص
(٩)
6- پسانداز جاويدان
٣٩ ص
(١٠)
الف- انفاق مايه فزونى است نه كمبود
٤١ ص
(١١)
ب- اموال خودرا بيمه الهى كنيد
٤٥ ص
(١٢)
ج- وسعت مفهوم انفاق
٤٦ ص
(١٣)
7- انفاقهاى شما نزد خداست!
٤٩ ص
(١٤)
8- انفاق كنيد و از فقر نترسيد
٥١ ص
(١٥)
مبارزه با افكار شيطانى كه مانع انفاق است
٥١ ص
(١٦)
9- حتّى به غير مسلمانان انفاق كنيد!
٥٥ ص
(١٧)
اثر انفاق در زندگى انفاق كنندگان
٥٧ ص
(١٨)
وجهاللَّه چه معنى دارد؟
٥٨ ص
(١٩)
10- با انفاق، خود را از خطرات نجات دهيد
٦١ ص
(٢٠)
11- چه كسانى از آتش دوزخ بر كنارند؟
٦٥ ص
(٢١)
فرهنگ انفاق در روايات اسلامى
٦٧ ص
(٢٢)
12- راه رسيدن به مقاصد عالى
٦٩ ص
(٢٣)
نفوذ آيات قرآن در دلهاى مسلمانان
٧١ ص
(٢٤)
بخش دوم شرايط انفاق ارزشمند
٧٧ ص
(٢٥)
13- انفاق ارزشمند
٧٩ ص
(٢٦)
چگونه اموالى را بايد انفاق كرد؟
٨٠ ص
(٢٧)
14- انفاق به صورتهاى گوناگون
٨٥ ص
(٢٨)
15- انفاق از همه چيز و به هر صورت
٨٧ ص
(٢٩)
16- انفاق پنهانى بهتر است
٨٩ ص
(٣٠)
بخش سوم به چه كسانى انفاق كنيم و چگونه انفاق كنيم
٩٣ ص
(٣١)
17- چگونه و به چه كسانى انفاق كنيم؟
٩٥ ص
(٣٢)
پاسخ به يك سؤال
١٠١ ص
(٣٣)
الف- بلاى اسراف و تبذير
١٠٢ ص
(٣٤)
ب- فرق ميان اسراف و تبذير
١٠٤ ص
(٣٥)
ج- آيا ميانهروى در انفاق با ايثار تضاد دارد؟!
١٠٦ ص
(٣٦)
18- بهترين مورد انفاق
١٠٧ ص
(٣٧)
بخش چهارم موانع قبول انفاق
١١٣ ص
(٣٨)
19- شرط قبول انفاق
١١٥ ص
(٣٩)
يك مثال جالب ديگر
١١٧ ص
(٤٠)
20- موانع قبول!
١٢١ ص
(٤١)
21- باز هم موانع قبول انفاق
١٢٥ ص
(٤٢)
شرايط قبول انفاق در روايات اسلامى
١٢٧ ص
(٤٣)
بخش پنجم انفاقهاى ريايى
١٢٩ ص
(٤٤)
22- انفاق رياكاران!
١٣١ ص
(٤٥)
انفاقهاى الهى و انفاقهاى ريايى
١٣٢ ص
(٤٦)
23- باز هم انفاقهاى ريايى!
١٣٧ ص
(٤٧)
يك مثال زيبا
١٣٨ ص
(٤٨)
بخش ششم ده شرط لازم براى انفاق ارزشمند
١٤٣ ص
(٤٩)
24- ده شرط لازم براى انفاق ارزشمند
١٤٥ ص
(٥٠)
دو نكته
١٣٩ ص

اسلام و كمكهاى مردمى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - ١٠- با انفاق، خود را از خطرات نجات دهيد

جهاد در سر داشتند ولى فقير و نيازمند بودند و نمى‌توانستند حتّى وسايل ساده جنگى تهيّه كنند، چنان‌كه قرآن نقل مى‌كند كه آنها مى‌آمدند و از پيغمبر مى‌خواستند كه وسيله جنگ براى آنها فراهم سازد و آنان را به ميدان جهاد برساند و چون وسيله فراهم نبود غمناك و افسرده با چشم اشكبار برمى‌گشتند (تولّوا واعينهم تفيض من الدّمع حزناً ألّا يجدوا ما ينفقون‌ [١]؛ با چشمان گريان و پر اشك برمى‌گشتند محزون بودند كه چرا مالى نداشتند وسيله تهيه كنند و در جنگ حاضر گردند.)!

از سوى ديگر، اين آيه هر چند در ذيل آيات جهاد آمده است ولى يك حقيقت گسترده اجتماعى را مى‌توان از آن استفاده كرد و آن اين كه انفاق به‌طور كلّى سبب رهايى افراد اجتماع از هلاكت است، و بعكس هنگامى كه انفاق فراموش شود و ثروتها در يك قطب اجتماع جمع گردد، اكثريّتى محروم و بينوا به وجود مى‌آيند، و ديرى نخواهد گذشت كه انفجار عظيمى در اجتماع به وجود مى‌آيد كه نفوس و اموال سرمايه‌داران در آتش آن خواهد سوخت!

از اين جا ارتباط مسأله «انفاق» و «پيشگيرى از هلاكت» روشن مى‌گردد.

بنابراين، انفاق قبل از آن كه به حال محرومان مفيد باشد به نفع ثروتمندان است. آرى، تعديل ثروت حافظ ثروت است؛ على عليه السلام به همين حقيقت اشاره مى‌كند آنجا كه مى‌فرمايد:


[١]. سوره توبه، آيه ٩٢.