ارتباط با ارواح
(١)
پيشگفتار
٩ ص
(٢)
مسئله روح يك مسئله جنجالى و پرغوغا!
٩ ص
(٣)
به سرعت يك اپيدمى
١٣ ص
(٤)
120 هزار نامه دعوت!
١٤ ص
(٥)
بخش اوّل تناسخ و عود ارواح
١٧ ص
(٦)
تاريخچه و سرچشمه عقيده تناسخ يا عود ارواح
١٩ ص
(٧)
انگيزههاى تاريخى
٢٣ ص
(٨)
نخستين دليل بر ابطال عقيده تناسخ ارتجاع ممكن نيست
٢٩ ص
(٩)
نظريّه يك فيلسوف مشهور
٣١ ص
(١٠)
دليل دوم هر روح تنها با بدن خود مىتواند زندگى كند
٣٧ ص
(١١)
هيچ روحى به درد بدن ديگرى نمىخورد
٣٨ ص
(١٢)
اين كار از او ساخته نيست
٤٢ ص
(١٣)
دليل سوم فراموشى مطلق براى ارواح ممكن نيست
٤٣ ص
(١٤)
دليل چهارم ارواح بلاتكليف و سرگردان!
٤٧ ص
(١٥)
بازگشت به زندگى جديد از نظر قرآن
٥١ ص
(١٦)
بخش دوم ارتباط با ارواح
٦١ ص
(١٧)
سرگرمىِ ميزگرد!
٦٣ ص
(١٨)
جلسه ارتباط با ارواح
٧١ ص
(١٩)
مشاهدات من در جلسه ارتباط با ارواح
٨١ ص
(٢٠)
سرانجام جلسه ارتباط با ارواح
٨٩ ص
(٢١)
نقاط مشكوك در اين ارتباطها
٩٩ ص
(٢٢)
چرا ميز حركت مىكند؟
١٠٣ ص
(٢٣)
پيام ارواح
١٠٧ ص
(٢٤)
پس چه نوع پيامهايى اطمينانبخش است؟
١١٣ ص
(٢٥)
علمى به نام اسپريتيسم
١١٥ ص
(٢٦)
نتيجه نهايى بحث
١٢٣ ص
(٢٧)
بخش سوم پاسخ به ايرادها
١٣١ ص
(٢٨)
چرا در اين باره به بحث پرداختيم؟
١٣٣ ص
(٢٩)
امّا مسئله ارتباط با ارواح و بازى ميزگرد
١٣٦ ص
(٣٠)
كلكسيون فحش و تهمت!
١٣٨ ص
(٣١)
طفره رفتن از حقايق هم اندازهاى دارد!
١٤٠ ص
(٣٢)
چه كسى با الفاظ بازى مىكند، ما يا شما؟
١٤٤ ص
(٣٣)
اطّلاعات سرشار (؟)
١٤٥ ص
(٣٤)
عقيده عود ارواح زاييده جهل و نادانى انسانها بوده است
١٥١ ص
(٣٥)
عامل اصلى شكستهاى اجتماعى
١٥٨ ص
(٣٦)
كداميك جعل كردهايم؟!
١٦١ ص
(٣٧)
چرا فرضيّه كهنه عود ارواح از نو زنده شد؟
١٦٣ ص
(٣٨)
ما، هم با بتسازى مخالفيم، و هم با حقكشى و خودباختگى
١٦٧ ص
(٣٩)
هيچكس مانع انتقاد نيست؛ امّا
١٧٤ ص
(٤٠)
ميزگرد در خدمت تناسخ و عود ارواح
١٧٧ ص
(٤١)
چيزى شبيه رمّالى و جنگيرى!
١٨٠ ص
 
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص

ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - دليل چهارم ارواح بلاتكليف و سرگردان!

همه تلفات فورى (مخصوصاً اگر بصورت جنگهاى اتمى مانند آنچه در شهرهاى ناكازاكى و هيروشيما در ژاپن گذشت باشد) و ناگهان عدّه زيادى جان بسپارند، تكليف اين همه ارواح چه خواهد شد!

با اين كه مى‌دانيم مسلّماً نطفه‌هائى به تعداد آنها در شرايط عادى منعقد نخواهد گرديد، پس اين ارواح بلاتكليف مى‌مانند، و بايد مانند مسافران مدّتها سرگردان شوند، و يا نوبت بگيرند و در اين مدّت كه ارواح، جسم اوّل خود را از دست داده و براى به دست آوردن جسم دوّم معطّل مانده‌اند، چه سرنوشتى خواهند داشت؟!

آيا هيچ‌كس مى‌تواند ادّعاكند كه تعداد فرزندانى كه نطفه آنها بسته مى‌شود، بامتوفّيات دائماً متعادل‌است در حالى‌كه خلاف آن به گواهى آمار جنگها و تلفات ناشى از سيل و زلزله، اثبات گرديده است! [١]


[١] بعضى از طرفداران عقيده تناسخ و عود ارواح مى‌گويند:

چه مانعى دارد كه ارواح پس از جدائى از بدن مدّتى مثلًا ٣٠ سال يا ٥٠ سال در جهان ارواح بمانند و سپس به كالبدهاى تازه در اين دنيا بازگردند؛ بنابراين، مرگ و ميرهاى دسته‌جمعى، مشكلى براى بازگشت به اين دنيا ايجاد نخواهد كرد. ولى اين پاسخ هرگز مشكل آنها را حل نمى‌كند. زيرا اگر قبول كنيم روحى نيازمند به تكامل و بازگشت مجدّد به دنياست، ديگر دليلى ندارد كه مدّتى بى‌جهت در جهان ارواح سرگردان بماند بلكه بايد فوراً پس از جدا شدن از يك بدن، در نطفه ديگرى قرار گيرد. در واقع ماندن چنين ارواحى در جهان ارواح، شبيه اين است كه محصّلى كه يك كلاس را پشت سرگذاشته، مثلًا ٣٠ سال ترك تحصيل كند، سپس به تحصيل كلاس بعد بپردازد؛ اين كار كاملًا ابلهانه است!