ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - هيچ روحى به درد بدن ديگرى نمىخورد
اين تناسب و هماهنگى بقدرى است كه اگر (فرضاً) روحى را به كالبد ديگرى بفرستند كاملًا بيگانه و بىتناسب خواهد بود.
و نيز به همين دليل در «رستاخيز» بايد به همين بدن بازگشت كند، زيرا ادامه فعّاليّت حياتى اين روح بدون آن ممكن نيست؛ با آن پرورش يافته، و با آن خواهد زيست، منتها در يك مرحله كاملتر.
طرفداران عقيده تناسخ، گويا همه اين حقايق را فراموش كردهاند و چنين مىپندارند كه «روح» مسافرى است كه گاهى در اين منزل و گاهى در آن منزل رحل اقامت مىافكند، و يا همچون مرغ سبكبالى است كه هر زمان در آشيانى مسكن مىگزيند؛ در حالى كه چنين نيست؛ مسافر و مرغ، چيزى، و منزلگاه و آشيان، چيز ديگرى است؛ ولى روح و جسم آنچنان به هم پيوستگى و آميختگى دارند كه نه اين جسم مىتواند قالب روح ديگرى گردد، و نه روح ديگرى مىتواند با اين جسم، قرين و هماهنگ شود، و در مَثَل همچون قفلهاى مختلفى هستند كه هر كدام كليدى مخصوص به خود دارد كه به درد ديگرى نمىخورد.