ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - دليل چهارم ارواح بلاتكليف و سرگردان!
همه تلفات فورى (مخصوصاً اگر بصورت جنگهاى اتمى مانند آنچه در شهرهاى ناكازاكى و هيروشيما در ژاپن گذشت باشد) و ناگهان عدّه زيادى جان بسپارند، تكليف اين همه ارواح چه خواهد شد!
با اين كه مىدانيم مسلّماً نطفههائى به تعداد آنها در شرايط عادى منعقد نخواهد گرديد، پس اين ارواح بلاتكليف مىمانند، و بايد مانند مسافران مدّتها سرگردان شوند، و يا نوبت بگيرند و در اين مدّت كه ارواح، جسم اوّل خود را از دست داده و براى به دست آوردن جسم دوّم معطّل ماندهاند، چه سرنوشتى خواهند داشت؟!
آيا هيچكس مىتواند ادّعاكند كه تعداد فرزندانى كه نطفه آنها بسته مىشود، بامتوفّيات دائماً متعادلاست در حالىكه خلاف آن به گواهى آمار جنگها و تلفات ناشى از سيل و زلزله، اثبات گرديده است! [١]
[١] بعضى از طرفداران عقيده تناسخ و عود ارواح مىگويند:
چه مانعى دارد كه ارواح پس از جدائى از بدن مدّتى مثلًا ٣٠ سال يا ٥٠ سال در جهان ارواح بمانند و سپس به كالبدهاى تازه در اين دنيا بازگردند؛ بنابراين، مرگ و ميرهاى دستهجمعى، مشكلى براى بازگشت به اين دنيا ايجاد نخواهد كرد. ولى اين پاسخ هرگز مشكل آنها را حل نمىكند. زيرا اگر قبول كنيم روحى نيازمند به تكامل و بازگشت مجدّد به دنياست، ديگر دليلى ندارد كه مدّتى بىجهت در جهان ارواح سرگردان بماند بلكه بايد فوراً پس از جدا شدن از يك بدن، در نطفه ديگرى قرار گيرد. در واقع ماندن چنين ارواحى در جهان ارواح، شبيه اين است كه محصّلى كه يك كلاس را پشت سرگذاشته، مثلًا ٣٠ سال ترك تحصيل كند، سپس به تحصيل كلاس بعد بپردازد؛ اين كار كاملًا ابلهانه است!