ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥ - عقيده عود ارواح زاييده جهل و نادانى انسانها بوده است
اينجا جاى بحث آن نيست؛ مسئله تناسخ و عود ارواح عيناً از همين قماش است؛ زيرا: در گذشته، بسيارى از مردم، افراد معلول و ناقصالخلقه مادرزاد را به چشم خود در اجتماع ديده بودند؛ ديده بودند، كه بعضى افراد در تمام عمر رنج مىكشند، بعكس بعضى كاملًا مرفّه هستند، يكى بقدرى ثروت دارد كه حساب آن از دستش بيرون است، ديگرى نيازمند به نان شب است؛ يكى در فعّاليّتهاى زندگى دائماً پيروز مىگردد و ديگرى غالباً مواجه با شكست مىشود.
چون از علل جسمانى و روانى و اجتماعى اين امور آگاه نبودند و نمىتوانستند از طرق واقعى اين بىعدالتىها را (به گمان خودشان) تفسير كنند، فوراً به سراغ «تناسخ ارواح» و «كارما» مىرفتند، و مىگفتند: اين افراد معلول و ناقص و محروم و ستمديده، در گذشته نيز به اين جهان آمدهاند و لابد در زندگى سابق خود مرتكب خلافكاريهايى شدهاند كه براى جبران آنهابايد اين رنجها را ببينند تا پاك شوند، و اين عين عدالت است!
ويل دورانت در جلد دوّم تاريخ خود «مشرق زمين گاهواره تمدّن» مىگويد: