ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - طفره رفتن از حقايق هم اندازهاى دارد!
پيوسته سعى مىكند با كوچكترين مناسبتى از بحث فرار كند و در بيراههها سرگردان گردد.
به عنوان نمونه، در شماره ١٤٩٧، به مناسبت مختصر ذكر خيرى كه از مرحوم جدّشان به ميان مىآورند، يك مرتبه جلو قلم را شل كرده و مطلب را به جاهاى مضحكى مىكشاند؛ او مىنويسد:
پدرِ مادرم صد و بيست و چند سال با راحتى و خوشى و احترام فراوان در جامعه و ثروت قابل توجّه زندگى كرد، و در راه اصفهان چون هم «كشاورز مسلمان» دارد و هم «كشاورز زردشتى»، براى آبانبارى كه ساخته، از دو سمت پلّه و شير گذاشته است؛ يك سمت براى مسلمان و يك سمت براى زردشتى كه به رسم معمول يزد با گچ سفيد شده است ...
گذشته از چند مسجد يزد كه ديدهام زيلو انداخته، وقتى به سفر حج مىرفته، براى خيلى از مساجد و امامزادهها زيلو و قالى تهيّه كرده كه زيلوها فكر مىكنم ٢٠٠ سال عمر كند!
يك روز در راه كاشان، اتومبيل جلو قهوهخانهاى توقف كرد كه امامزادهاى نزديك آن بود، داخل امامزاده كه شدم، ديدم دو زيلو جلو درگاهها آويخته است كه در حاشيه آنها اسم او را بافتهاند.