ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - چرا در اين باره به بحث پرداختيم؟
براى قائل شدن به ازليّت ارواح (چنان كه در تاريخ عقائد ثبت است) مىگردد، و لذا يك مسلمان واقعى نمىتواند معتقد به تناسخ و عود ارواح به هر شكل و صورت باشد، و تحقيق اين موضوع از دانشمندان مذهبى آسان است، و بسيارى از آيات قرآن اين عقيده را طرد مىكند.
ثانياً، از نظر اجتماعى، وسيله مؤثّرى براى تخدير افكار، و آماده ساختن افراد براى تن در دادن به انواع محروميّتها و بدبختىها و ناكاميها مىباشد؛ به زعم اين كه اينها كيفر اعمالى است كه در زندگى سابق انجام دادهاند و بايد آنها را تحمّل كنند، تا به اصطلاح پاك شوند و كامل مىشوند!
و يا به اميد اين كه در زندگى آينده كه به اين جهان باز مىگردند، جبران خواهد شد؛ پس تن در دادن به آنها ناراحتكننده نخواهد بود و به اين ترتيب اين عقيده، محرومان و ستمديدگان را تشويق مىكند كه به بدبختيهاى موجود تسليم شوند!
ثالثاً، از نظر اخلاقى اين عقيده بسيارى از تبعيضات اجتماعى و ظلم و ستمها را توجيه مىكند، و كوشش براى مبارزه با اينها را بىدليل مىشمارد، چه اين كه قطعاً يا احتمالًا