گزيده تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٦
٢٦٦. و عُقبى؛
.شكرگزار را ، به جهت شكرگزارى ، سعادتى است بزرگ تر از نعمتى كه شكرگزارى را بر او واجب كرده است ؛ زيرا نعمت ، كالايى است و شكر ، نعمتى همراه با آخرت .
٢٦٧.إنَّ الظّالِمَ الحالِمَ يَكادُ أن يُعفى عَلى ظُلمِهِ بِحِلمِهِ ، وإنَّ المُحِقَّ السَّفيهَ يَكادُأن يُطفِئَنُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ؛
.دور نيست كه ستمِ ستمگرِ بردبار ، به سبب بردبارى اش بخشوده شود ، و حق به جانبِ نابخرد ، نزديك است كه به سبب نابخردى اش ، نور حقّانيت خود را خاموش كند .
٢٦٨.مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأيَهُ فَاجمَع لَهُ طاعَتَكَ؛
.هر كه تمامت دوستى خود را براى تو فراهم آورْد ، تو نيز تمامت طاعت خود را برايش فرآهم آور .
٢٦٩.مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛
.هر كه خود را سبُك شمارَد ، از گزند او ايمن مباش.
٢٧٠.اَلدُّنيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَومٌ وخَسِرَ آخَرونَ؛
.دنيا بازارى است ؛ گروهى در آن سود بَرَند و گروهى ديگر ، زيان ببينند.