گزيده تحف العقول

گزيده تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٥

. هديه كند.

٢٠٥.مُجامَلَةُ النّاسِ ثُلثُ العَقلِ؛

.خوش رفتارى با مردم ، يك سومِ خرد است.

٢٠٦.لاخَيرَ في صُحبَةِ مَن لَم يَرَ لَكَ مِثلَ الَّذي يَرى لِنَفسِهِ؛

.در دوستى با كسى كه تو را همْ مصلحت با خود نبيند ، خيرى نيست.

٢٠٧.مَن غَضِبَ عَلَيكَ مِن اخوانِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ فَلَم يَقُل فيكَ مَكروهاً فَأعِدَّهُ لِنَفسِكَ؛

.هر يك از دوستانت كه سه بار بر تو خشم گرفت و ناروايى درباره تو نگفت ، او را براى خويش ، اندوخته اى آماده گير.

٢٠٨.ضَع أمرَ أخيكَ عَلى أحسَنِهِ ولا تَطلُبَنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَت مِن أخيكَ سُوءا وأنتَ تَجِدُ لَها فِي الخَيرِ مَحمِلاً؛

.كار برادر خود را به بهترين صورتِ محتملِ آن حمل كن ، و سخنى را كه از دهان برادرت در مى آيد ، تا وقتى كه مى توانى محمِل خيرى براى آن بيابى ، به بدى تفسير مكن.

٢٠٩.لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ وبَينَ أخيكَ وَأبقِ مِنها ، فَإنَّ ذَهابَ الحِشمَةِ ذَهابُ الحَياءِ؛

.ملاحظه كردن (و آزرم) را در ميان خود و برادرت به يك سو مَنهِ و چيزى از آن را بر جاى گذار ؛ زيرا از ميان رفتن ملاحظه (و آزرم) ، به منزله از ميان رفتن شرم است.

٢١٠.طَعمُ الماءِ الحَياةُ وطَعمُ الخُبزِ القُوَّةُ؛

.مزه آب ، زندگى است و مزه نان ، نيروست.