گزيده تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥
. با كُشتنِ طمع ، پايدارىِ عزّت را بجوى.
١٣٨.لا شَرَفَ كَبُعدِ الهِمَّةِ؛
.شرافتى چون بلندْ همّتى نيست.
١٣٩.لامُصيبَةَ كَاستِهانَتِكَ بِالذَّنبِ ورِضاكَ بِالحالَةِ الَّتي أنتَ عَلَيها؛
.مصيبتى چون ناچيز شمردن گناهت و خشنودى ات از حالى كه دارى نيست.
١٤٠.لافَضيلَةَ كَالجِهادِ ، ولاجِهادَ كَمُجاهَدَةِ الهَوى؛
.فضيلتى چون جهاد نباشد ، و هيچ جهادى چون پيكار با هواى نفْس نيست.
١٤١.إيّاكَ وَالتَّفريطَ عِندَ إمكانِ الفُرصَةِ ، فَإنَّهُ مَيَدانٌ يَجري لِأهلِهِ الخُسرانَ؛
.به هنگام فرصت ، از كوتاهى كردن بپرهيز ؛ زيرا اين ميدانى است كه براى رهسپارانش زيان به بار مى آورد.
١٤٢.فَأنزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنيا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ؛
.خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن مى كوچى.
١٤٣.اَلكَمالُ كلُّ الكَمالِ التَّفَقُّهُ فِي الدّينِ وَالصَّبرُ عَلَى النّائِبَةِ وتَقديرُ المَعيشَةِ؛
.تمامت كمال ، فهم اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه نگاه داشتن در زندگانى است.
١٤٤.قُم بِالحَقِّ وَاعتَزِل ما لايَعنيكَ؛
.به حق قيام كن و از آنچه سودت نمى دهد [وبه تو مربوط نيست] كناره گزين.