گزيده تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١
. اى كميل! هيچ حركت (و عملى) نيست ، مگر آن كه در آن به شناخت آن نيازمندى.
٦٥.اللّه َ اللّه َ فِي الصَّلاةِ فَإنَّها خَيرُ العَمَلِ ، إنَّها عِمادُ دينِكُم؛
.خدا را ، خدا را درباره نماز ، كه بهترين كردار و ستون دين شماست !
٦٦.اَلزّاهِدُ فِي الدُّنيا مَن لَم يَغلِبِ الحَرامُ صَبرَهُ ولَم يَشغَلِ الحَلالُ شُكرَهُ؛
.زاهد دنيا كسى است كه حرام ، صبرش را نرُبايد و حلال ، از شُكرش باز ندارد.
٦٧.أحبِب حَبيبَكَ هَوناً ما عَسى أن يَعصِيَكَ يَوماً ما و أبغِض بَغيضَكَ هَوناً ماعَسى أن يَكونَ حَبيبَكَ يَوماً ما؛
.دوستت را چندان به اندازه دوست بدار كه بسا روزى دشمنت شود ، و دشمنت را چنان به قاعده دشمن دار كه بسا روزى دوستت شود. [١]
٦٨.اَلصَّبرُ مِنَ الإيمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ ، فَمَن لاصَبرَ لَهُ لا إيمانَ لَهُ؛
.صبر نسبت به ايمان ، مانند سر است به پيكر . پس هر كه صبر ندارد ،ايمان ندارد.
٦٩.اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ : الصَّبرُ عَلَى المُصيبَةِ وَالصَّبرُ عَلَى الطّاعَةِ وَالصَّبرُ عَلَى المَعصِيَةِ؛
.صبر بر سه گونه است : صبر (يا شكيبايى) بر مصيبت ، صبر (يااستقامت) بر فرمانبردارى ، و صبر (يا خوددارى) از گناه.
٧٠.اَلدَّهرُ يَومانِ : فَيَومٌ لَكَ ويَومٌ عَلَيكَ ، فَإذا كانَ لَكَ فَلا تَبطَر وإذا كانَ عَلَيكَ فَلا
[١] مراد ، آن است كه در دوستى يا دشمنى اندازه نگه دار و در هيچ يك از حالاتِ محبّت يا عداوت در رفتار خود با دوست يا دشمنت از حدّ اعتدال تجاوز مكن .