فرهنگ نامه بصيرت

فرهنگ نامه بصيرت - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٨٥

فصل پنجم : آثار بصيرت

٥ / ١

دانايى

٩٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : داناترينِ مردم ، كسى است كه هر گاه مردم [در حق ]اختلاف كنند ، او بيناترينِ آنان به حق باشد ، اگر چه در عمل ، كوتاهى كند ، و اگر چه بر نشيمن خويش بخَزَد .[١]

٩٤.امام على عليه السلام : كسى كه بينا باشد ، مى فهمد ، و كسى كه بفهمد ، دانا مى شود .

٩٥.امام على عليه السلام : كسى كه بصيرت ندارد ، دانشى ندارد .

٩٦.امام على عليه السلام ـ در يادكرد اوصاف ايمان ـ : يقين ، بر چهار شاخه است : تيزبينى ، حكمت دانى ، عبرت شناسى ، و شناخت سنّت ( راه و رسم و سرگذشت ) پيشينيان . هر كه تيزبين باشد ، حكمت شناس مى شود و هر كه حكمت شناس شود ، عبرت را مى شناسد و كسى كه عبرت شناس باشد ، سنّت را بشناسد و كسى كه سنّت را بشناسد ، گويى با گذشتگانْ بوده است ، درست ترين راه را مى يابد و نجات يافتگان و عوامل نجات آنها را ، و نيز نابودشدگان و عوامل نابودى آنان را مى شناسد ؛ و البته ، خدا ، آنانى را كه نابود كرده ، به سبب نافرمانى از او ، نابود كرده است ، و آنانى را كه نجات بخشيده ، به سبب فرمان بُردارى از او ، نجات بخشيده است .


[١] شايد كنايه از كودك بودن باشد .