فرهنگ نامه بصيرت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠
١ . همتايان بصيرت ، در مفهوم
در قرآن و روايات اسلامى ، واژه هايى وجود دارند كه مى توان گفت كه معادل واژه بصيرت اند و يا بسيار نزديك به آن اند ؛ مانند :
الف ـ يقظه
يكى از واژه هاى معادل بصيرت ، «يقظه» است . در اين باره ، از امام على عليه السلام نقل شده : اليَقَظَةُ استِبصارٌ . [١] يقظه (بيدارى) ، بصيرت يافتن است . و در روايتى ديگر از ايشان ، در معرّفى اهل بصيرت ، آمده است : فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِى الأَبصارِ وَ الأَسماعِ وَ الأَفئِدَةِ . [٢] پس بدين سبب ، چشم ها و گوش ها و دل هايشان ، از نور بيدارى روشن گرديد .
ب ـ نور
همتاى ديگر بصيرت ، نور است : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ءَامِنُواْ بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَ يَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ .[٣] اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا داريد و به پيامبر او
[١] غرر الحكم : ح ١٧٦ . [٢] ر ك : ص ١٠٠ ح ١٢٢ . [٣] حديد : آيه ٢٨ .