فرهنگ نامه بصيرت

فرهنگ نامه بصيرت - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٦

حجّت . . . . بَصَر ، يعنى نفوذ در دل . « بَصَر القُلب » ، به نگاه و خطور آن مى گويند و بصيرت ، يعنى عقيده قلبى ... بصيرت ، يعنى هوش ... « فَعَلَ ذلِكَ عَلى بَصيرَةٍ » ، يعنى از روى قصد و آگاهى و « عَلى غَيرِ بَصيرةٍ » ، يعنى از روى غير يقين .. . . « عَلى بَصيرةٍ مِن أمرِكُم وَ يَقينٍ » ، يعنى : « با داشتن شناخت و يقين در كار شما » ... بصيرت ، يعنى عبرت ... بَصَر ، يعنى علم . « بَصُرتُ بالشيءِ » ، يعنى : « آن چيز را دانستم » . . . و بصير ، به معناى «عالم» است . [١] راغب اصفهانى ، در توضيح معناى «بصر» و «بصيرت» مى گويد : بَصَر ، به عضو بينايى ... و به نيرويى كه در آن است ، گفته مى شود . به نيروى ادراك كننده قلب هم «بصيرت» و «بَصَر» مى گويند ... و به عضو بينايى ، كمتر بصيرت گفته مى شود . در صورت اوّل (ديدن با چشم) ، «أبصرتُ» مى گويند . و در صورت دوم : «أبصرتُهُ» و «بَصُرتُ بِهِ» . در صورت ديدن با حواس بينايى ، چنانچه با رؤيت قلبى همراه نباشد ، به ندرت گفته مى شود : «بَصُرتُ» . [٢] بررسى آنچه در تبيين معناى بصيرت آمده ، [٣] نشان مى دهد كه اين واژه ، در معانى گوناگونى به كار رفته است ؛ مانند : دانش ، بينش دل ، نورِ دل ، آگاهى ، زيركى ، هوشيارى ، برهان ، عبرت و اعتقاد صحيح دينى .


[١] لسان العرب : ج ٤ ص ٦٤ و ٦٥ «بصر» . [٢] مفردات ألفاظ القرآن : ص ١٢٧ «بصر» . [٣] ر . ك : دانش نامه جهان اسلام : ج ٣ ص ٤٨٤ «بصيرت» ، دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٥٧٣ «بصيرت» .