فرهنگ نامه مهماني

فرهنگ نامه مهماني - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٤٩

٢٤٦.صحيح البخارى ـ به نقل از ابو مسعود ـ: مردى از انصار ، ملقّب به ابو شعيب آمد و به غلامش ـ كه قصّاب بود ـ گفت : برايم غذايى به اندازه پنج نفر درست كن؛ چون مى خواهم با پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنج نفر را دعوت كنم ؛ چرا كه در چهره ايشان گرسنگى مى بينم . پس آنها را دعوت كرد ؛ امّا يك نفر ديگر هم با آنها آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « اين هم به دنبال ما آمد . اگر اجازه مى دهى بماند، وگرنه برگردد » . ابو شعيب گفت : نه ، اجازه مى دهم .ر . ك : ص ١٣٧ (آنچه شايسته مهمان نيست / شركت كردن بدون دعوت در مهمانى ديگران) .

٥ / ٨

روزه مستحبّى گرفتن ، مگر با اجازه ميزبان

٢٤٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه يكى از شما مهمان قومى شد ، نبايد روزه بگيرد ، مگر با اجازه آنها .

٢٤٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس مهمان قومى شد ، نبايد روزه مستحبّى بگيرد ، مگر با اجازه آنها .

٢٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از فهميدگى مهمان است كه روزه مستحبّى نگيرد ، مگر با اجازه ميزبان . . . در غير اين صورت ، آن مهمان ، آدم نادانى است .

٢٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه مردى وارد شهرى شد ، مهمان ساكنان آن شهر از همدينان خويش است تا زمانى كه از پيش آنان برود . و براى مهمان، سزاوار نيست كه روزه بگيرد ، مگر با اجازه ميزبانان ، مبادا كه غذايى درست كنند و خراب بشود . براى آنها نيز سزاوار نيست روزه بگيرند ، مگر با اجازه مهمان ، مبادا كه مهمان از آنها خجالت بكشد و غذا بخواهد ؛ ولى به خاطر [رعايت حال ]آنها ، از خوردنْ خوددارى كند .