فرهنگ نامه مهماني

فرهنگ نامه مهماني - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١١

درآمد

واژه شناسىِ «ضيافت (مهمانى)»

واژه «ضيافت» ، از ريشه «ضيف» است و در اصل ، دلالت بر انحراف و تمايل و نزديك شدن چيزى به چيز ديگر دارد . ابن فارس در اين باره آورده : ضا و يا و فا ، يك اصل صحيح است كه دلالت بر تمايل چيزى به چيزى دارد . گفته مى شود : أضفت الشى ء إلى الشى ء ؛ يعنى چيزى را به ديگرى متمايل كردم . [١] راغب نيز در مفردات ، همين معنا را تأييد مى كند : اصل ضيف ، رو كردن و تمايل است . گفته مى شود : به فلان چيز رو كردم ، يا فلان چيز را به فلان چيز متمايل كردم . خورشيد به سمت غروب كردن ، متمايل شد . [٢] از آن جا كه معمولاً ميزبان ، با رو كردن و تمايل به مهمان ، از او پذيرايى مى كند ، اين گونه گردهمايى ، مهمانى ناميده مى شود . [٣]


[١] معجم مقاييس اللغة : ج ٣ ص ٣٨١ . [٢] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٣٠٠ . [٣] مهمانى : گردهمايى خانوادگى يا دوستانه اى كه معمولاً شخصى به عنوان ميزبان ،عهده دار پذيرايى است (فرهنگ بزرگ سخن) .