مقامات حضرت فاطمه« عليها السلام» در كتاب و سنت - السند، الشيخ محمد - الصفحة ١٧٣ - جهت هفتم شواهد ديگر بر ولايت آن حضرت
٦- رواياتى كه قبلا آمد به اين مضمون كه خداوند تعالى به رضايت فاطمه راضى مىگردد و به ناراحتى او غضبناك مىشود كه دلالت دارند كه حجيت آن بزرگوار تنها به خاطر علومى كه از آن حضرت صادر گشته نمىباشد بلكه در همه امور رضايت و غضبناكى او ملاك است همانطور كه بعد از وفات رسول اكرم و در جريان ترسيم خلافت اسلامى توسط او معلوم گشت و به همين جهت بود كه چهل شب بر در خانه مهاجر و انصار آمد تا به يارى امير المؤمنين على بشتابند و بيعت با آن حضرت را تجديد كنند و اين دلالت دارد كه آن حضرت در مهمترين مسائل مسلمين كه خلافت باشد اشراف و نظارت دارد.
و مشابه آنچه در وصيت پيامبر به امير مؤمنان در هنگام احتضار آمد كه حضرتش فرمود: «اى على هرآنچه را فاطمه به تو امر كرد بپذير، زيرا هرآنچه او امر كند در واقع جبرئيل به او فرمان داده است». [١]
لازمه اين وصيت اثبات گونهاى از ولايت براى امردهنده (حضرت فاطمه) مىباشد؛ اگرچه على عليه السلام امام و پيشواى فاطمه عليها السلام نيز باشد.
در روايت عباس از ابو جعفر احول مىگويد:
قال ابو عبد اللّه عليه السلام ما تقول قريش فى خمس؟ قال قلت إنّها (انّه) لها، قال:
ما أنصفونا و اللّه لو كانت مباهلة لتباهلن بنا و إن كانت مبارزة لتبارزن بنا ثم يكون هم و على سواء؛ [٢]
«امام صادق عليه السلام فرمود: عقيده قريش در مورد خمس چيست؟ گفتم
[١] . بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤٨٤.
[٢] . وسائل الشيعه، ج ١٥، باب قسمة الخمس.