اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٢١
صيدشده قلمداد نكنند «١» و خود را امانتدار خدا براى خدمت به خلق بدانند و آراسته شدن به نيكىها و دورى از بدىها آنان را فرشتهخو كند و درندهخويى را از وجودشان خارج كنند؛ چنان كه امير مؤمنان عليه السلام به مالك اشتر فرمود:
«وَ لا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضارِياً تَغْتَنِمُ اكْلَهُمْ» «٢» با مردم همانند حيوان درندهاى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى! دوم: مرحله تحليه و آراسته شدن به فضايل اخلاقى؛ در اين مرحله مديران، خود را به اصول اخلاق مديريت مىآرايند و از ارزشهاى اخلاقى پاسدارى مىكنند. نسبت به فرادستان و فرودستان رفتار شايسته داشته؛ با ارباب رجوع نيز متواضع، نرمخو، گشادهرو و مهربان مىباشند. چنانكه امام على عليه السلام خطاب به محمد بن ابىبكر فرمود:
«فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَكَ، وَ الِنْ لَهُمْ جانِبَكَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ» «٣» با آنان فروتن باش و با نرمخويى و چهرهاى گشاده برخورد نما.
بركات اخلاق در مديريت ١- هموار كننده راه هر مدير براى دستيابى به هدفهايش، به ابزارى نياز دارد تا در پرتو آن با سهولت و آسانى به سر منزل مقصود برسد. تخلق به اخلاق در مديريت ابزارى است كه راه را براى انسان هموار و وى را در نيل به سعادت يارى مىدهد.
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ» «٤» كسى كه خُلقش نيكو باشد، راهها (ى رسيدن به مقصود) برايش آسان مىشود.