اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٩

توانايى انجام كار و مطمئن بودن به موفقيت در وظائف محوّله.
از ديدگاه اسلام، مسلمان از سويى موظف است كه هر كار و مسؤوليتى را در حدّ توان خويش به عهده بگيرد و هيچ‌گاه تحت تأثير وسوسه رياست، بيش از توانايى خود، مسؤوليت نپذيرد. آيه شريف زير به اين حقيقت اشاره دارد:
«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً الَّا وُسْعَها ...» «١» خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايى او موظّف نمى‌كند.
روايات معصومين عليهم السلام نيز، پذيرفتن مسؤوليت بيش از توان و رياست‌طلبى را به شدت نكوهش كرده‌اند.
از سوى ديگر فرار از مسؤوليت، تن دادن به كارهاى بى‌ارزش و كمتر از توان و ظرفيت نيز نكوهيده و محكوم است. در نتيجه مدير مسلمان همواره بايد مسؤوليتى را به‌عهده بگيرد كه با توان و استعدادهايش متناسب باشد و پس از قبول مسؤوليت نيز بايد با جدّيت و پشتكار بدان اقدام كند، به توانايى خويش مطمئن باشد، ضعف و نگرانى به خود راه ندهد و اعتماد به نفس خود را حفظ نمايد.
ارتباط توكّل و اعتماد به نفس‌ ممكن است برخى گمان كنند كه اعتماد به نفس، در برابر توكل و مخالف با آن است.
در حالى كه چنين نيست و اين دو خصلت ارزنده در طول يكديگر و مكمّل همديگرند؛ به اين معنا كه تا انسان، اعتقاد به خدا و قدرت او نداشته باشد، چنان كه بايد و شايد، نمى‌تواند اعتماد به نفس داشته باشد و اطمينان نفسانى و آرامش درونى مى‌تواند نشانه‌اى از باور قلبى فرد باشد. به تعبير رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيةالله خامنه‌اى:
براى شخص معتقد به خدا، ميان تكيه داشتن به خود و به خدا يك نوع تلازم و توافق هست و حتى بدين اعتبار كه اتكاى به نفس يكى از ابعاد صبر محسوب مى‌گردد، در واقع وسيله و موجبى براى اتكاى به خدا نيز هست، زيرا بى‌صبرى در برابر حوادث تلخ‌