اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٥
بر اين اساس، رهبران الهى، ساده و بىپيرايه زندگى مىكردند، همانند محرومان و مستضعفان از عافيتطلبى، تجمّل، لذتگرايى و تشريفات ظاهرى مبرّا بودند و در همان حال داراى عظمت و شوكت ويژهاى بودند. محبوبيت اجتماعى داشته و جلال و حشمت معنوى آنها دلها را پر مىكرد. به عنوان نمونه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در طول مدّت حيات خويش ساده و بىپيرايه زيست و از اصل سادگى تجاوز نكرد و پاسدارى از آن را به جهت اين كه رهبر بود، امرى ضرورى و لازم مىدانست. «١» ائمّه معصوم عليهم السلام نيز چنين بودند.
اينك به جنبه كاربردى سادهزيستى در زندگى شخصى و اجتماعى و بيان رهآوردهاى آن مىپردازيم.
سادهزيستى در زندگى شخصى و خانوادگى مسؤوليت خطير مديريت و رهبرى اقتضا مىكند كه رهبر و مديران جامعه اسلامى، زندگى خود را بر اصل سادگى و سبك بودن موؤنه (هزينه زندگى) بنا كنند؛ از برخى مصارف و لذّتهاى دنيا چشم بپوشند، همّت خود را در دستيابى لذايذ دنيوى صرف نكنند و بكوشند در زندگى شخصى خود، تا اندازهاى طعم محروميت را بچشند. اين شيوه، اعتماد مردم را جلب كرده، لياقت اسوه بودن مدير را به اثبات مىرساند.
از امام على عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«انَّ اللَّهَ جَعَلَنى اماماً لِخَلْقِهِ، فَفَرَضَ عَلَىَّ التَّقْديرَ فى نَفْسى وَ مَطْعَمى وَ مَشْرَبى وَ مَلْبَسى كَضُعَفاءِ النَّاسِ، كَىْ يَقْتَدِىَ الْفَقيرُ بِفَقْرى وَ لا يُطْغِىَ الْغَنِىَّ غِناهُ» «٢» همانا خداوند مرا امام خلق خويش قرار داده و بر من واجب كرده كه در باره خويشتن، خوراك و پوشاكم را مانند مردم ضعيف تنظيم كنم، تا فقير به فقر من اقتدا كند و ثروت، توانگر را به طغيان وا ندارد.