اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٨

اجراى امر خدا قاطع است و در دين خود اهل سازش نيست!» «١» اما از سوى ديگر، در زمان خلافت همين امام عليه السلام عسل فراوانى از منطقه همدان آوردند، آن حضرت دستور داد يتيمان را گرد آورند و به آنان اجازه داد كه از مشك‌هاى عسل هر قدر دوست دارند بخورند و خود، عسل‌ها را با پيمانه‌اى ميان مردم تقسيم مى‌كرد. از آن حضرت سؤال شد كه چرا به يتيمان چنين امتيازى داده است؟ در پاسخ فرمود: «امام و رهب اخلاق مديريت (ج‌٢) ١١٣ نكوهش عيب‌جويى ص : ١١٣ ر جامعه، پدر يتيمان است ...!» «٢» ٢- در روزهاى اوّل خلافت امام، عمرو عاص شبانه با امام ملاقات كرد و كارى خصوصى داشت. آن حضرت بى درنگ چراغ بيت‌المال را خاموش كرد تا سوخت آن، صرف گفتگوى شخصى نشود. «٣» امّا در موارد ديگرى، گاه به يك نفر روستايى، تا هزار سكّه، كمك مى‌كرد. «٤» از سخنان امام على عليه السلام قبل از ضربت خوردن برمى‌آيد كه آن سردار سلحشور مى‌دانست ابن ملجم مرادى قاتل او خواهد شد، امّا به او مهربانى مى‌كرد و پس از ضربت خوردن از دست آن نابكار، باز هم به فرزندانش سفارش كرد كه با او مدارا كنند، به او آب و غذا بدهند و در صورت قصاص، بيش از يك ضربه به او نزنند. «٥» اين‌گونه رفتار در حالى بود كه آن امام همام، در جنگ‌هاى صدر اسلام شركت فعّال داشت و بسيارى از قهرمانان و دلاوران مشرك را به هلاكت رسانده بود.
اين بخش را با سفارشى از آن امام پرصلابت و مهربان به پايان مى‌بريم كه به يكى از فرماندارانش به نام «حذيفة بن يمان» مى‌نويسد:
«... وَ آمُرُكَ بِالرِّفْقِ فى‌ امُورِكَ وَاللّينِ وَالْعَدْلِ فى‌ رَعِيَّتِكَ» «٦»