اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٦

«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ انْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَءُوفٌ رَحيمٌ» «١» به يقين پيامبرى از خود شما به سويتان آمد كه آنچه از آن رنج مى‌بريد بر او سخت است، بر [هدايت‌] شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.
مسلمانان نيز حرمت و قداست خاصّى براى آن حضرت قائل بودند و به گونه‌اى به او عشق مى‌ورزيدند كه وقتى پيش از فتح مكّه، ابوسفيان در اردوگاه مسلمانان حضور يافت، ملاحظه كرد هنگام وضو گرفتن پيامبر صلى الله عليه و آله مؤمنان براى تبرّك جستن به آب وضوى آن حضرت بر يكديگر پيشى مى‌گيرند، با شگفتى گفت، كسراى ايران و قيصر روم هرگز چنين موقعيتى در ميان ملت خويش نيافته‌اند! «٢» بسيارى از مسؤولان نظام جمهورى اسلامى نيز به رفتار آن حضرت اقتدا كرده‌اند. از جمله در وصف شهيد محلاتى، مى‌نويسند:
- شهيد محلّاتى ارتباط عاطفى خاصّى با بچه‌هاى پاسدار داشت؛ يك ارتباط معنوى.
حتى اگر كسى مشكل خانوادگى داشت، يا اگر برادرها با هم اختلاف داشتند، وقت مى‌گرفتند و خدمت ايشان مى‌آمدند، ايشان هم وقت مى‌گذاشت تا مشكلشان را حل كند.
از مشكلات زندگى بچه‌ها غصه مى‌خورد، در هر جا هر كارى از دستش برمى‌آمد، مضايقه نداشت. «٣» ٢- برخورد عادلانه‌ «عدالت» شرط لازم براى اعمال هر نوع مديريتى است و بدون آن، مديريت، ابتر و متزلزل بوده، در معرض آسيب قرار دارد. همچنين عدالت بايد در ابعاد گوناگون مديريت مانند تقسيم مسؤوليت، توزيع امكانات، ترفيع و تنزيل، تشويق و تنبيه، همچنين روابط انسانى جارى باشد و بسان خون گرم و سالم، زواياى مجموعه را حيات ببخشد؛ چنان كه‌