اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١١٦
بىدردى و بى تفاوتى به جايى مىرسد كه شخص را از زمره مسلمانان خارج مىسازد؛ چنان كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً اوْ ضَرَّهُ اوْ ما كَرَهُ» «١» هر كس مسلمانى را بفريبد يا به او ضرر برساند و حيله بزند، از ما نيست.
همچنين فرموده است:
«ما امَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْاخِرِ مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ» «٢» هر كس سير بخوابد در حالى كه همسايهاش گرسنه باشد، به خدا و روز قيامت ايمان نياورده است.
همدردى در مديريت هر چه اختيارات و ارتباطات انسان با ديگران، بيشتر و گستردهتر باشد، مسؤوليت او نيز سنگينتر مىشود و به همان نسبت، حسّ همدردى او نيز بايد فزونى يابد. بر اين اساس، مديران جامعه اسلامى از يك سو به عنوان يك مسلمان، در برابر همه مسلمانان احساس وظيفه مىكنند و از سوى ديگر نسبت به افراد زير مجموعه خويش نيز احساس مسؤوليت ويژه دارند و هرگز راضى نمىشوند كه به عنوان و عملكرد ادارى و قانونى خود بسنده كنند و در برابر گرفتارى و اندوه همكاران، بى تفاوت باشند؛ چنان كه حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
آيا به اين بسنده كنم كه به من بگويند امير مؤمنان ولى در سختىهاى روزگار همدرد مردم نباشم و در تلخى زندگى سرمشق آنان قرار نگيرم! من براى اين آفريده نشدهام كه چونان برّه پروارى- كه تمام همّت او در علف خوردن است- به خوردن و آشاميدن بپردازم! «٣» و در مورد اين وظيفه خطير رهبران و مديران مىفرمايد: