اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٥
كن، چنان كه دوست دارى خدا با تو چنين كند. تو اينك مافوق آنان هستى و ولىّ امر، بالا دست تو و خدا نيز بالاتر از ولىّ امرى است كه تو را منصوب كرده است ... «١» امام صادق عليه السلام نيز در سخن جامعى به همگان چنين توصيه مىكند:
«تَواصَلُوا وَ تَبارُّوا وَ تَراحَمُوا وَ كُونُوا اخْوَةً بَرَرَةً كَما امَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ» «٢» با همديگر ارتباط برقرار كنيد، نيكى و مهربانى نماييد و برادران نيكوكار باشيد همانگونه كه خداى بزرگ فرمانتان داده است.
اسوهها رهبران معصوم و پيروان واقعى آنان، دستورالعملهاى ياد شده را بيش از ديگران ارج مىنهادند و در همه زمينهها از جمله مديريت نيز، گوى سبقت را از ديگران مىربودند و آن گونه كه خدا از آنان خواسته بود، عمل مىكردند؛ - حضرت سليمان عليه السلام، كه در عالىترين جايگاه مديريتى جامعه قرار داشت، رابطهاى بس صميمى با اقشار گوناگون جامعه، اعم از فقير و غنى، عالى و دانى و مسؤولان و مردم داشت چنان كه نقل شده آن پيامبر بزرگوار، هر روز صبح، طى برنامه خاصّى با بزرگان و اشراف ملاقات مىكرد تا به صف مستمندان مىرسيد، آنگاه كنار آنان مىنشست و مىفرمود: «من هم مستمندى هستم همراه شما!» «٣» - رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز در جايگاه رهبرى، صميمانهترين رابطه را با مردم و مسؤولان اجرايى داشت و پيش از آنكه بر جسم و بدن مردم حكومت كند، در دل آنان جاى داشت. آن رهبر فرزانه، خالصانهترين مهر و محبت را نثار مردم مىكرد، براى همگان، دل مىسوزاند و از هرگونه ناراحتى آنان، رنج مىبرد. چنان كه قرآن مجيد از اين حالت پيامبر صلى الله عليه و آله چنين خبر مىدهد: