اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٨٥
اقدام عملى را نيز به دنبال دارد. مانند جلوگيرى پدر از خلافِ فرزند و يا مجبور كردن او به كار نيك و صحيح، مانند درس خواندن. بنابراين «ناصح» كسى است كه نه تنها از شرارت، تبهكارى و اخلال در كار ديگران خوددارى مىورزد، بلكه با گفتار خود يا ارائه طرح و برنامه كارآمد، در پى تقويت مديران بالاتر و خيرآفرينى و اصلاح امور است.
ضرورت خيرخواهى گرچه نصيحت و خيرخواهى براى دين، ملّت و دولت اسلامى، بر فرد فرد مسلمانان لازم و ضرورى است، ولى مديران و كارمندان مسلمان، بايد نسبت به فرادستان و سازمان متبوع خود، دلسوزى و خيرخواهى بيشترى داشته باشند. امام صادق عليه السلام پيرامون خيرخواهى عمومى مىفرمايد:
«عَلَيْكُمْ بِالنُّصْحِ لِلَّهِ فى خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَلٍ افْضَلَ مِنْهُ» «١» بر شما باد كه به خاطر خدا خيرخواه مردم باشيد كه هرگز با عملى بهتر از آن به ملاقات خدا نخواهى رفت.
امير مؤمنان عليه السلام به خصوص بر خيرخواهى مديران تصريح كرده و پس از شهادت محمد بن ابى بكر طى نامهاى، مالك اشتر را از «نصيبين» احضار مىكند تا به ولايت مصر منصوب سازد و ضمن آن مىنويسد:
«اسْتَخْلِفْ عَلى عَمَلِكَ اهْلَ الثِّقَةِ وَالنَّصيحَةِ مِنْ اصْحابِكَ» «٢» يكى از يارانت را- كه مورد اطمينان و خيرخواه است- به جاى خويش بگمار.
بايد گفت موضوع نصيحت و خيرخواهى به حدّى در حوزه مديريت اسلامى گسترده و جدّى است كه آن را از مرز يك ويژگى اخلاقى فراتر برده، به عنوان يك حقّ مسلّم مطرح ساخته است. چنان كه امام على عليه السلام مىفرمايد:
«ايُّهَا النَّاسُ انَّ لى عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ؛ فَامَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُمْ