اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٨٤
٣- امير مؤمنان عليه السلام پس از آنكه به خلافت رسيد، شخصى به نام «جرير» را به شام فرستاد تا از معاويه و مردم آن ديار بيعت بگيرد. مأموريت جرير بيش از اندازه معمول طول كشيد به طورى كه مردم، او را به سهلانگارى و سازش متهم ساختند. امام عليه السلام نيز، زمانى را معين كرد و فرمود: اگر فرستاده من در اين زمان معين نيايد، يا متمرد است يا فريب معاويه را خورده است. جرير تا آن زمان معين بازنگشت و امام نيز از او نااميد شد.
پس از مراجعت نيز از سوى مالك اشتر، سخت مورد مؤاخذه قرار گرفت و از شدّت ناراحتى به شهر «قرقيسا» رفت و در جنگ صفين نيز شركت نكرد. «١» ٤- كميل بن زياد نخعى از سوى امام على عليه السلام، به عنوان «والى» شهر مرزى «هيت» انجام وظيفه مىكرد. در آن زمان شهر مجاور هيت به نام «قرقيسا» از سوى نيروهاى معاويه مورد هجوم قرار گرفت و كميل، شهر خود را رها كرد و همراه نيروهايش به كمك اهالى قرقيسا شتافت، در اين هنگام نيروهاى معاويه از غيبت كميل در منطقه هيت استفاده كرده، به مناطق ديگرى نيز يورش بردند. اين ترك خدمت كه بدون هماهنگى با امام صورت گرفته بود، بر ايشان سخت گران آمد و طى نامهاى را مورد سرزنش قرار داد و فرمود:
تو پل پيروزى دشمنانت گشتهاى كه بر دوستانت يورش ببرند، در حالى كه روش استوارى نداشتى و تو را هيبتى نبود تا راه رخنه دشمن را مسدود سازد يا شوكت او را در هم شكند، چنانكه اهل شهرت را در برابر دشمن بى نياز نساختى و امر فرمانده خود را امتثال نكردى! «٢» ٢- خيرخواهى «خيرخواهى» تقريباً مرادف واژه «نصيحت» در فرهنگ عربى است. نصيحت يعنى؛ پيشنهاد كار يا گفتارى كه به صلاح شنونده باشد «٣» امّا خيرخواهى، گاه علاوه بر پيشنهاد،