اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦١

پيرامون جنگ جويا مى‌شود. امام عليه السلام در پاسخ آن مى‌نويسد:
«وَ امَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْيى‌ فِى الْقِتالِ، فَانَّ رَأْيى‌ قِتالُ الُمحِلّينَ حَتّى‌ الْقَى اللَّهَ؛ لا يَزيدُنى‌ كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلى‌ عِزَّةً وَ لا تَفَرُّقُهُمْ عَنّى‌ وَحْشَةً وَ لا تَحْسَبَنَّ ابْنَ ابيكَ- وَ لَوْ اسْلَمَهُ النَّاسُ- مُتَضَرِّعاً مُتَخَشِّعاً ...» «١» و اما اين كه نظر مرا پيرامون نبرد جويا شدى [بايد بگويم:] نظر من، جنگيدن با اين جنگ‌افروزان است تا آنكه به ديدار خدا نايل آيم [اين را هم بدان‌] نه انبوهى مردم بر گِردم، عزّتم را افزايش مى‌دهد و نه پراكندگى آنان، مرا به هراس مى‌افكند و گمان مبر كه پسر پدرت- گرچه مردم هم او را تنها گذارند- در موضع ضعف و سستى قرار مى‌گيرد.
٢- ژرف‌انديشى‌ بصيرت و بينايى و نگرش همه جانبه به سازمان و اهداف آن، سبب دلگرمى و اعتماد به نفس مدير و همكاران او مى‌گردد. اين عامل را نيز در فرازى از نامه امام على عليه السلام به مردم مصر مى‌يابيم.
«انّى‌ وَاللَّهِ لَوْ لَقيتُهُمْ واحِداً وَ هُمْ طِلاعُ الْارْضِ كُلِّها ما با لَيْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ انّى‌ مِنْ ضَلالِهِمُ الَّذى‌ هُمْ فيهِ وَالْهُدَى الَّذى‌ انَا عَلَيْهِ لَعَلى‌ بَصيرَةٍ مِنْ نَفْسى‌ وَ يَقينٍ مِنْ رَبّى‌ ...» «٢» به خدا سوگند اگر به تنهايى با دشمن رو به رو شوم در حالى كه همه پهنه زمين را پر كرده باشند، نه اهميت مى‌دهم و نه مى‌ترسم چرا كه من از گمراهيى كه آنان در آن غوطه‌ورند و هدايتى كه خود بر آنم، ژرف آگاهم و از جانب پروردگارم مطمئنّم.
٣- تخصص‌ «كار را بايد به كاردان سپرد» ضرب‌المثلى مشهور و حكيمانه‌اى است و هر كارى كه‌