اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٨

الَّذى‌ يَسْتَعْلى‌ عَلَيْهِ وَ تَدْبيرُهُ فى‌ امُورِهِ» «١» سه چيز را هر انسانى درست مى‌پندارد؛ مذهبى را كه به آن ايمان دارد، خواسته‌اى كه به آن دست مى‌يابد و تدبير در كارهايش را.
جالب است كه امام عليه السلام ضمن تصريح بر فراگير بودن اين خصلت‌ها نسبت به همه افراد، هشدار مى‌دهد كه انتقادناپذيرى در سه حيطه فكرى، اخلاقى و عملى نفوذ مى‌كند و انديشه، صفات و عملكرد آدمى را به تباهى مى‌كشاند.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز در سخن نغزى، رمز حق‌گريزى و باطل‌گرايى را كه منشأ انتقادناپذيرى است، بيان كرده، مى‌فرمايد:
«يا اباذَرٍّ الْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ وَالْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ» «٢» اى اباذر! حق، سنگين و تلخ است و باطل، سبك و شيرين.
حق‌ناپذيرى، نوعى بيمارى روحى است. براى درمان اين بيمارى، بايدحق را شناخت، حق‌جويى و حق‌گويى را پيشه كرد و در بستر حق‌پويى گام نهاد. مديرى كه از شنيدن انتقاد بجا و سازنده امتناع ورزد، قطعاً زير بار حق رفتن نيز برايش سنگين است؛ چنان كه امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ انْ يُقالَ لَهُ اوِ الْعَدْلَ انْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ كانَ الْعَمَلُ بِهِما اثْقَلَ عَلَيْهِ» «٣» كسى كه سخن حق و پيشنهاد عادلانه را سنگين بشمارد به طور قطع عمل به آن‌ها برايش سنگين‌تر است.
٦- اعتماد به نفس‌ از ضروريات اخلاقى مديران، داشتن «اعتماد به نفس» است؛ يعنى ايمان داشتن به‌