اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٧

الف- ضعف ايمان‌ ايمان به خدا و معاد، پشتوانه محكمى براى حقايق عالم، از جمله وجدان به حساب مى‌آيد و آنان كه چنين پشتوانه‌اى را از دست بدهند، قطعاً وجدان خود را بى ياور و آن را آسيب‌پذير مى‌سازند. تاريخ گواه است كه انسان‌هاى متدين، بيشتر پاى‌بند وجدان‌ اخلاق مديريت (ج‌٢) ٥٢ ايمان و انضباط ص : ٥١ هستند تا بى‌دينان و سست ايمان‌ها. ستم و جنايتى كه از جبهه كفر و الحاد اعمال شده، روى تاريخ را سياه كرده است و هرگز با تخلفات و گناهان دينداران قابل مقايسه نيست.
قرآن مجيد اين حقيقت را چنين بازگو مى‌كند:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَانْساهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» «١» مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز خودشان را از يادشان برد؛ آن‌ها فاسقانند.
روشن است كه اين خود فراموشى، بى شخصيتى و بى وجدانى بر اثر بى ايمانى پديد مى‌آيد.
ب- هواپرستى‌ هوا و هوس نيز در مقابل وجدان قرار دارد و هر كس از خواسته‌هاى نفسانى پيروى كند، ناچار بايد وجدانش را زير پا بگذارد. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
«طاعَةُ الْهَوى تُفْسِدُ الْعَقْلَ» «٢» پيروى از خواهش نفسانى، خرد را تباه مى‌سازد.
وجدان انسان هواپرست از كار افتاده و او به چيزى جز شهوت و شكم و منافع مادى و زودگذر نمى‌انديشد.
ج- رياست‌طلبى‌ خصلت نكوهيده رياست‌طلبى نيز يكى از عوامل مهمّ بى وجدانى است و كسى كه به‌