اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٤

٢- ترجيح حق بر باطل‌ وجدان‌هاى پاك و سالم، همواره حق‌ياب و حق‌گويند و هرگز به سوى ياوه نمى‌گرايند و خود را به خيانت نمى‌آلايند. به تعبير امير مؤمنان عليه السلام.
«مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ زاجِرٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حافِظٌ» «١» آن كه يك (وجدان) نهى كننده خودى داشته باشد، از سوى خدا نيز نگاهبانى خواهد داشت.
و اين نگاهبان الهى همراه آن بازدارنده خودى، او را از هرگونه گرايش و عمل هرزه‌اى حفظ كرده، راهنماى او به سوى حق و حقيقت خواهد بود.
٣- ستايش و سرزنش‌ وجدان، داور دلسوزى است كه پس از حكم نيز آدمى را رها نمى‌كند؛ اگر راه درستى را پيموده و به سودش حكم شده باشد، او را به تكرار و تداوم آن عمل نيك، تشويق و ترغيب مى‌كند، ولى اگر كسى در محكمه وجدان، محكوم شود، در معرض سرزنش و توبيخ مكرّر او قرار مى‌گيرد و پيوسته تهديد مى‌شود. و راز آن كه بسيارى از جنايتكاران پس از ارتكاب جنايت، دچار، اختلال روانى و جنون مى‌گردند، تا آنجا كه يا خود را به پليس معرفى مى‌كنند و يا خودكشى مى‌نمايند، همين است.
٤- شكفتن شخصيت‌ پاى‌بندى به داورى وجدان، پيمودن مسير تكامل است و افرادى كه چنين باشند، در بستر كمال قرار مى‌گيرند و شخصيت آن‌ها در سايه اطاعت از وجدان، رشد و شكوفايى مى‌يابد. مرحوم علّامه جعفرى، ضمن بحث مستدلّى درباره وجدان، مى‌نويسد:
نه ثروت و نه مقام و نه نسب و نه زور بازو و نه كيفيت اجتماعى كه فرد در آن‌جا