اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٣
ولع، مرا بر سر سفره غذاهاى رنگارنگ نشاند! چرا كه ممكن است در حجاز و يمامه (اقصى نقاط مملكت) كسانى باشند كه آرزوى قرصى نان بر دلشان باشد و طعم سيرى را فراموش كرده باشند! واى بر من اگر با شكم سير بخوابم و در اطراف مملكت، شكمهاى گرسنه و جگرهاى تشنه، سر بر بالين نهند! آيا به اين بسنده كنم كه مرا امير مؤمنان بخوانند ولى در سختى و تلخ كامى روزگار، غمخوار و پيشتاز مردم نباشم؟! «١» جلوههاى حضور براى محك زدن خويش و سنجش فعاليت وجدان، بايد دنبال علائم و آثار آن بگرديم از جمله:
١- پشتيبانى از وجدان انسانهاى با وجدان همواره تلاش مىكنند تا وجدان در همه جا حاكم گردد و پديده شوم بى وجدانى نابود شود؛ اين كسان، همواره به ديگران سفارش مىكنند كه نگاهبان وجدان خويش باشند و از آن اطاعت كنند.
مردى به نام «وابصه» خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و قصد داشت درباره «برّ و تقوا»- كه در آيه ٢ سوره مائده آمده است- پرسش كند، امّا پيش از طرح سؤال، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى وابصه! آمدهاى كه از برّ و تقوا و اثم و عدوان پرسش كنى؟» وابصه گفت:
آرى. پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر سينه او زد و فرمود: «وابصه، اين سؤال را از قلب خودت بپرس؛ دل تو نيكى و بدى را خوب مىشناسد.» «٢» سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله برگرفته از اين آيه شريف قرآن است كه مىفرمايد:
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها» «٣» سوگند به نفس و آنكه او را منظم ساخت و بدى و خوبى را به او الهام كرد.