اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٧
در لحظههاى خطر، از برابر دشمن نمىگريزد و براى تبهكاران از شراره آتش گرانتر است. او مالك پسر حارث (اشتر نخعى و) از قبيله مذحج است گوش به فرمان او باشيد! «١» همانگونه كه نامه نخست، چگونگى و محدوده بهكارگيرى قاطعيت و نرمى را براى مدير تشريح مىكند، نامه دوم بر ضرورت قاطع بودن مدير تأكيد دارد؛ در عين حال بيان مىدارد كه قاطعيت مديران اسلامى- بهويژه در عرصه سياسى و نظامى- بايد متوجه دشمنان اسلام و مسلمانان، تهبكاران و مفسده جويان باشد و نرمى و مدارا بيشتر شامل حال دوستان و خودىها گردد. اين مضمون، در آيه ٢٩ سوره فتح از ويژگىهاى مسلمانان شمرده شده است.
سيره علوى مولى الموحدين على عليه السلام، پس از رهبر عظيمالشأن اسلام صلى الله عليه و آله عالىترين الگوى مديريت اسلامى در همه ابعاد است. آن بزرگوار، خود در مواقع لازم قاطع، و يا ملايم برخورد مىكرد و از كارگزاران خود نيز مىخواست كه چنين باشند و خود، بهترين اسوه اين ميدان بود. آنچه در زير مىخوانيد، نمونههاى اندكى از سيره آن امام بر حق است.
١- امام از سوى رسول اكرم صلى الله عليه و آله به سوى يمن اعزام شد تا ضمن حل و فصل امور آن سامان، معارف دين را نيز به مردم بياموزد، وقتى خبر عزيمت پيامبر صلى الله عليه و آله به سفر حج به يمن رسيد، امير مؤمنان عليه السلام نيز همراه ياران خود راهى مكه شده در نزديكى مكه، براى امر مهمّى به تنهايى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و سپس به كاروان خود بازگشت تا به اتفاق، وارد شهر شوند. در اين اثنا مشاهده كرد كه برخى از اهل كاروان از پارچههاى بيتالمال به عنوان لباس احرام استفاده كردهاند، امام با قاطعيت دستور جمعآورى پارچهها را صادر كرد و آنها را بستهبندى كرد و در جاى خود قرار داد. همراهان امام كه اين تصميم را خوش نداشتند، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله زبان به شكوه از على عليه السلام گشودند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به دفاع از امام برخاست و فرمود: «ديگر نبينم كسى درباره على عليه السلام شِكوه كند! او در