اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٢
«حُسْنُ الظَّنِّ يُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ يُنْجى مِنْ تَقَلُّدِ الْاثْمِ» «١» خوشبينى، از اندوه مىكاهد و انسان را از ارتكاب معصيت بازمىدارد.
د- بهشت برين خردمندان در هر پست و مقامى كه هستند، با چشم بصيرت، سعادت اخروى را نظاره مىكنند. به عبارت روشنتر؛ مدير موفق كسى است كه زندگى دنيا و مديريت خويش را نردبان نيل به سعادت و دستيابى به بهشت برين قرار دهد و حسن ظن، اكسير گرانبهايى است كه مدير را در رسيدن به چنين مقصودى يارى مىكند. به فرموده امير مؤمنان على عليه السلام:
«مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ فازَ بِالْجَنَّةِ» «٢» آن كه خوشگمان گردد، به بهشت برين نايل مىشود.
فرجام بدبينى نقطه مقابل خوشبينى، بدبينى به مردم و همكاران است كه وقتى به جاى خوشبينى بنشيند، زيان دو چندان دارد؛ يعنى علاوه بر از كف دادن دستآوردهاى خوشبينى، نكبتهايى نيز به بار مىآورد كه به علت رعايت حجم اين بخش، به دو سخن از امام على عليه السلام بسنده مىكنيم:
«سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْامُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ» «٣» بدگمانى، كارها را تباه مىسازد و زمينه بدىها را فراهم مىسازد.
«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً» «٤» بدبينى بر هر كس چيره شود، ميان او و همه دوستانش فاصله مىاندازد.