اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٨٣

سيره معصومين‌ معصومين عليهم السلام، هنگام مسؤوليت- چه در جايگاه مافوق و چه به عنوان مأمور- بر اصل اطاعت‌پذيرى تأكيد مى‌ورزيدند و كمترين مسامحه را در اجراى آن، مجاز نمى‌شمردند. به نمونه‌هاى زير توجه كنيد.
١- رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيش از حمله به شهر مكه، خبر حمله را از ديگران به خصوص مكّيان پنهان داشت تا با رعايت اصل غافلگيرى به آنان حمله كند؛ ولى مسلمان ضعيف‌النفسى به نام حاطب بن ابى بلتعه درصدد برآمد كه اهل مكه را از حمله قريب‌الوقوع نيروهاى اسلام آگاه سازد و از سران مكه امتيازى بگيرد. از اين رو طى نامه‌اى كه توسط زنى به نام «ساره» ارسال داشت، چنين خبرى را در آن درج كرد. از سوى ديگر رهبر اسلام- كه همه اوضاع را زير نظر داشت- از چنين خيانتى باخبر شد و امام على عليه السلام و شخص ديگرى را به تعقيب آن زن فرستاد تا آن نامه را ضبط نمايند، ولى ساره از وجود هرگونه نامه‌اى اظهار بى اطلاعى كرد. امير مؤمنان كه بر درستى سخن پيامبر، مطمئن و در انجام مأموريت خود قاطع بود و يقين داشت كه آن زن از تحويل نامه طفره مى‌رود، با اصرار و تهديد او را واداشت تا آن نامه خائنانه را از لابه‌لاى گيسوان خود خارج كرده، تحويل دهد. امام نيز شتابان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و نامه را تحويل داد. «١» ٢- رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه خالد بن وليد را به سوى قبيله «بنى جذيمه» فرستاد تا آنان را به سوى اسلام دعوت كند، اهل قبيله به استقبال خالد آمدند و اظهار داشتند ما مسلمان شده‌ايم و اگر پيامبر تو را براى جمع‌آورى زكات گسيل داشته، ما آماده‌ايم. ولى خالد برخلاف مأموريت خود و دستور اسلام و انسانيت، بر آنان يورش برد و به قتل و غارت همه قبيله پرداخت و چنين جنايتى بر اثر تعصبات جاهلى خالد صورت پذيرفت، وقتى رسول اكرم صلى الله عليه و آله از اين جنايت هولناك باخبر شد، دست به سوى آسمان دراز كرد و گفت: «خدايا من از آنچه خالد انجام داده به درگاه تو بيزارى مى‌جويم.» سپس امام على عليه السلام را با مقدارى طلا به سوى بنى جذيمه فرستاد تا خسارت‌هاى وارده را جبران كند. «٢»