اخلاق مديريت (ج2)

اخلاق مديريت (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٧

٢- حفظ انسجام سازمان‌ خرده‌گيرى، پرخاش، زخم زبان و بازخواست‌هاى گاه و بى گاه افراد هر مجموعه توسط مدير، سبب از هم گسيختگى، عدم امنيت و در نهايت، نابودى آن مجموعه مى‌گردد؛ چرا كه رابطه صميمانه و وحدت آفرين ميان مدير و زيرمجموعه به‌تدريج رو به تحليل گذاشته، قطع مى‌شود و بهترين راه مبارزه با چنين آفتى، تغافل است. تغافل، تا حدود زيادى، حريم ميان مدير و زيردستان را حفظ مى‌كند. از چالش‌ها مى‌كاهد و آنان را رو در روى يكديگر قرار نمى‌دهد.
٣- خوش‌نامى‌ هر مديرى به طور طبيعى خواهان خوش نامى خود و سازمانش مى‌باشد و از بدنامى و نكوهش ديگران در هراس است. يكى از آثار خوب تغافل، خوش نامى است. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
«تَغافَلْ يُحْمَدْ امْرُكَ» «١» تغافل كن تا كارت مورد ستايش قرار گيرد.
چشم‌پوشى و بزرگوارى مدير، همكاران مجموعه را به مبلّغان خوبى‌هاى او تبديل مى‌كند.
٤- زندگى گوارا اگر انسان در مجموعه‌هايى كه به شكلى در آن‌ها عضويت دارد مانند خانواده، محله، محل كار، كاروان مسافرتى، محل تحصيل و ... بخواهد عينك ريزبينى به چشم بزند و به كار ديگران خرده بگيرد، همه عمرش را بايد صرف چنين كارى نمايد و هيچ‌گاه به كارهاى اصولى و اهداف زندگى خود نائل نمى‌شود. علاوه بر آن بايد همواره با اعضاى خانواده، همشهريان، همكاران و ... درگير باشد و زندگى خود را در پاى آن تباه سازد.
چنان كه در سخن حكيمانه امير مؤمنان عليه السلام آمده است: